الشيخ الأميني ( مترجم : شاهمرادى )

20

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى )

و آثار على عليه السّلام ، و أولاد بزرگوار و مباركش ! پناهنده شوند . و تحقيقا ؛ گروهى از علماى عظيم الشّأن ما ، در أدوار و قرون مختلف ، بتفسير سورهء فاتحه ، و كشف قسمتى از مشكلات و أسرار آن ، و بيان آنچه كه علوم عقلى و نقلى را شامل است ، توجّه خاصّى مبذول داشته‌اند ! و بخاطر جامعيّتش ! و براى اينكه ؛ « أمّ القرآن » و أساس او است ! تفسير عليحده‌اى برايش ترتيب داده‌اند . و از آن أفراد ممتاز و برگزيده ! و از آن سلف صالح ( إجتماع مسلمين ) ؛ استاد و سر سلسلهء حفّاظ و محدّثين ، مربّى و استاد ما ، پدر بزرگوارم [ أمينى ] است - كه روانش شاد ! و تربتش پاك باد ! - وى ، از آن شخصيّتهاى إسلامى است كه ؛ حياتشانرا ( تبرّعا ) نذر خدا كردند ! و جانشان فداى إسلام شد ! و بيشتر تاب و توانشان ، در إنتشار إسلام ! و برافراشتن كلمهء دين ، و خدمت مصالح عموم ، إختصاص يافت - بىآنكه ؛ در فكر إستراحت و إستقرار خود باشند ! - و مانند اين فداكارى و جهاد مذهبى [ در توسعه و گسترش دايرهء تبليغ دين ، و نشر معارف إسلام - باقصى نقاط گيتى - و سوق مسلمين بترقّى و كمال ، ] تاب و توان ، نشان دادند ! . استاد و مربّى ما ، پدر بزرگوارم - كه رحمت ايزدى بر او باد ! - در سراسر زندگى ، وظيفه‌اى مهمتر از مسئوليّت ( إلهى ) و دينى ، [ در قبال مذهب و ملّتش ] حس نميكرد ! . از اينرو ؛ لحظه‌اى از ساعات عمرش از مطالعه و تحقيق و تأليف و موعظه و إرشاد ، كوتاهى نكرد - چه در سفر ، چه در حضر - . و هرچيز گران و ارزان را براى محافظت ميراث إسلامى و جلوگيرى از ضايع و تلف شدنش ، بذل و بخشش نمود . بىآنكه بسنگينى عمل ! و سنگينى كوشش ! و جدّيّتش أهمّيّت بدهد ! - علىرغم طعن دشمنان و كينه‌ورزانى كه ؛ از هر دست‌انداز و دستاويزى به ناسزاگوئى پرداختند ! - و آنمرحوم ، ثروت علمى مهمّ و ذيقيمتى از تأليف و تحقيق در بساتين و موضوعات گوناگون إسلامى - از تفسير و حديث و تاريخ و عقايد و . . . - از خود باقى گذاشت . و از تأليفات و آثار او ، همين « تفسير فاتحة الكتاب » است . اگر چه ؛ حجم آن كوچك است ؛ ولى ؛ مؤلّف بزرگوارش - قدّس اللّه سرّه ! - در آن ، مباحث مهمّى مندرج ساخته ! و آن را به دو بخش متمايز ، تقسيم كرده است . در بخش أوّل ، بتفسير سوره ، توجّه شده ، و در بخش دوّم ، بتحليل و بيان شمّه‌اى از دقايق سوره ! و آنچه در توحيد و قضا و قدر و جبر و تفويض ، از آيات كريمش استفاده مىشود . بطوريكه ؛ ( ضمنا ) تمام آن از روايات رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله ، و عترت شريف و گرامىاش ، بهره ميگيرد . و اينجانب ، بخش سوّمى بكتاب ، افزودم ، بنام : « دنبالهء پاورقيها » كه در آن ، متون أحاديثى گردآمده كه ؛ به آن متون ، شادروان پدرم ، در آن دو بخش ، إستدلال و برهان ، إقامه نموده است ! . مربّى و استاد ما ، پدر بزرگوارم - كه روانش شاد ! و تربتش پاك باد ! - دروسى از قرآن ، در تفسير و توضيح دسته‌اى از آيات كريم ، إرائه داشته ! و در أطراف مفاد و منطوق و شأن نزول آنها بياناتى دارد ، امّا ؛ توجّه او ، بكتاب جاودانىاش - الغدير - برايش مجالى نگذاشت كه ؛ بإنتشار و چاپ اين آثار ، بپردازد . از آثار و تصانيفش : كتابى است ، در تفسير : « قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ . . . » « 1 »

--> ( 1 ) - غافر ، آيه 11